طوطی من پیام بازرگانی هستم وقتی پخش می شوم غش کن همیشه حق بامشتری ست وقتی ماکارونی ها از خواب بیدار می شوند شکلی ازمرگ دارند باید شکلکی برای بانک در بیاورم تا تو از شبکه دیگری تیر اندازی کنی گازاشک آور اشک خدا هم درآورده شکلی به زندگی بده (شکلی به یک نفر مرد از گرسنگی چند نفرسس های قرمز روی زمین ریختند) این خبر از دهان داغ کلاغ ها پخش شد تا چند لامپ کم مصرف در چشم های ما بسوزد همیشه حق با ملافه هاست که در سفیدی چشم حل می شوند کانال را عوض کنید کانال را عوض کنید او در قفس دیگری ست وخون از کلماتش می ریزد این بازرگان قار قار وقتی پخش می شوم غش کن هدف جذب مشتری ست مثل این همیشه رقص هندی در برنامه ی بعدی.
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت 9:49 توسط مریم عبدی
|
